آرزو دارم یک کلکسیونر بزرگ بشوم.یک عالمه ظرف شیشه ای مختلف پر از الکل داشته باشم،تخمهای پسران دیوث را با انبر بکشم و بیندازم تویش .آن وقت هر صبح که از خواب پا می شوم نگاهی بهشان بندازم و لذت ببرم.
آرزو دارم یک کلکسیونر بزرگ بشوم.یک عالمه ظرف شیشه ای مختلف پر از الکل داشته باشم،تخمهای پسران دیوث را با انبر بکشم و بیندازم تویش .آن وقت هر صبح که از خواب پا می شوم نگاهی بهشان بندازم و لذت ببرم.
مه 6, 2010 در 3:36 ب.ظ. |
اگه یروز به قدرت برسم دستور میدم همه پسرا رو اخته کنند تا اینقدر به زیر شکمشون ننازن
مه 7, 2010 در 9:44 ق.ظ. |
بابا بی خیال
مه 8, 2010 در 5:20 ق.ظ. |
رنج میبرم.مردم مراچگونه می پندارند؟ به طور کلی من کی هستم؟آیا کمتر از آنچه تصور میکنم
بی هوش و بی استعدادم؟ این پرسش بیهوده ای است که از خود میکنم. هیچکس جرأت ندارد
خود را احمق بداند. از کجا میشود فهمید کسی احمق است یا نه؟همه کسانی که من خیال
میکنم ابله هستند خود را هوشیار میدانند و خردمند، به همین جهت است که زنان همیشه
دارند از تن و بدن و اندام آنها و زیبایی آنها تعریف و تمجید بکنند نه هوش و استعداد و دانش و
خرد و هنرشان.
چرا، آیسان؟چرا، سالومه؟ حالا فرض کنیم به قدرت برسین!!!!،وتخمای پسرای دیوث رو کندین و
وگذاشتین تو شیشه پر از الکل،چی میشه؟ مقطوع النسل بشن خوبه؟ما به کجامون می نازیم؟
به زیر شکم؟واقعا اینطوره؟ چرا شماها اینقدر جنون قدرت دارین؟هرچی کارو بدبختی و چک
برگشتی و سکته قلبی و هزار مرض دیگه مال ماست اونوقت شما میخواین…
خواهش میکنم ما رو عقیم نفر مایید!!!
مه 8, 2010 در 4:52 ب.ظ. |
امیر جانم بیماری های طبیعی وشکست مالی و کاری مال همست ولی حس چنس دوم بودم فقط مال ماست.در ضمن من روی سخنم به همه ی مردا نبود به مردای دیوث بود حالا اگه اینقدر زیادن کنه خودتونم معادل همه می گیریدش تقصیر من نیست!
مه 10, 2010 در 7:51 ق.ظ. |
دستت درد نکنه آيسان یعنی ما هم از اون مردا … ؟!
قبول دارم که حست حس تلخيه، اما آرزوهاتو نگه دار آيسان. تلخی های بزرگتری هم هست که آرزوهاتو خرج اونا کنی.
مه 26, 2010 در 6:52 ب.ظ. |
حداقل خبر بده چن تا دس چین کنیم….
ژوئن 10, 2010 در 10:13 ق.ظ. |
عجب!
ژوئیه 14, 2010 در 5:01 ق.ظ. |
داشتيم آيسان،اگه به مامان نگفتم….
اوت 5, 2010 در 2:59 ب.ظ. |
دمت گرم!
نه به خاطر آرزوی کلکسیونر شدن: اون می تونه مال تو به تنهایی باشه یا همه ی زنان درش شریک باشن. اما مرسی به خاطر این آرزوی از سر خشم بیحدت که بی پروا گفتیش و همیشه یک گوشه ی ذهن تمام زنان دست چندم سرمایه داری رو اشغال می کنه و با این آرزو یک جوری آدم ها رو مجبور کردی مواضع خودشونو سر موضوع زن و روابط جنسی روشن کنن!
دوست نازنینم می بینی؟
وقتی نوبت به خواسته های تو می رسه لزوما باید صبر کنی تا انقلاب جهانی، بعد از اینکه همه به خواسته های مهمترشون رسیدن اما برای جلوکگیری از اخته شدن آقایون همین امروز دادو فغان راه می اندازن!
راستشو بخوای از منظر انسانی کاملا حق دارن در برابر ناقص شدن مقاومت کنن و بجنگن درحالیکه درست در همان لحظه این حق رو برای ما قایل نیستن!
من و تو باید یاد بگیریم که از حقمون دفاع کنیم و براش بجنگیم شده با یک آرزوی خلاقانه که تن همه رو بلرزونه!
یه ماچ آبدار طلبت!