20 دقیقه ای بود که زل زل نگام می کرد.کاملا معذبم کرده بود پاشدم و بی خیال نشستن تو پارک شدم.از جلوش که رد شدم یه متلکم به هیزیاش پیوست کرد.دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم.شروع کردم به داد و بیداد.می دونید چی جوابمو داد،»اختیار چشم و دهنم رو دارم!»
20 دقیقه ای بود که زل زل نگام می کرد.کاملا معذبم کرده بود پاشدم و بی خیال نشستن تو پارک شدم.از جلوش که رد شدم یه متلکم به هیزیاش پیوست کرد.دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم.شروع کردم به داد و بیداد.می دونید چی جوابمو داد،»اختیار چشم و دهنم رو دارم!»
مه 1, 2010 در 6:00 ق.ظ. |
تقدیم به همه کارگران و…همه سرمایه داران
برسکوی ماه مه
می آیید ازفراز خیزابه های خون بی تشویش باد و مباد جان ازدرون گردبادجنگ و جنون
می آیید پیمان کرده پیوند زده پیکارکرده و پیروزی آورده که خود پیک وپیامد
شایسته ی نامید
می گذرید برفرشی از لاله ازدل دالان آفرین و هلهله برمی آیید
ومی ایستید بر سکوی افتخار اول ماه مه تا شاهان از پیشگاهتان بگذرند وسرمایه داران
ای خداوندگان ای کارگران که دست شما راست تردستی آفرینندگی:تراش آهن و سنگ
ساز وسقف و ستون برش بر اندام زندگی ورهانیدن از حیات برهنگی
نیاتان نعلبند بود شماچلنگر فرزندانتان موشک خواهند ساخت آی چه والا که شمایید:
اسبی رهوار کردن قفلی گشودن و آسمان راپو ییدن
این بس که بازوان بگشایید و جغرافیای جهان در آغوشتان باشد
میشناختم شمایان را به بوی شمایان و نه بوی شبنم عرق که برمفرغ اندامتان می نشست و نه به بوی روغن چرخ ودستگاه و نه حتی به بوی نفت که پیشاپیش شما می روید میشناختم به عطر کار که از هر ابزار می تراوید
و اینک می بینمتان نه در سایه پرچم سرختان نه در صف بی پایانتان که در گریز دشمن وهراس آن چشمان که ارزیابی تان میکنند با دقت دلالگان
و می اندیشم که چه خواهد شد اگر متحد شوید! اگر متحد شوید کارگران ایران!
مه 1, 2010 در 5:04 ب.ظ. |
مرسی امیر عالی بود
مه 26, 2010 در 2:10 ب.ظ. |
انصافا راس گفته !!!