بی تو مهتاب شبی…

مست بودم،مست بودی،دیر شده بود،می دویدم،می دویدی.درست وسط پارک قیطریه بودیم.ناگهان ایستادیم.خم شدی،لبانت عجب طعمی داشت… .

2 پاسخ به “بی تو مهتاب شبی…”

  1. طه می‌گوید:

    خوشبخت ضمير دوم شخص مفرد جمله هايت!

  2. امیر.ک می‌گوید:

    تو به من خندیدی/و نمی دانستی/من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

    باغبان ازپی من تند دوید/سیب را دست تو دید/غضب آلود به من کرد نگاه

    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک/تو رفتی و هنوز

    سالهاست که در گوش من آرام آرام/خش خش گام تو تکرار کنان/می دهد آزارم/

    و من اندیشه کنان/غرق این پندارم/که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.